گریه‌ام جاری‌ست، بارانی که می‌بینی منم

گریه‌ام جاری‌ست، بارانی که می‌بینی منم
چتر وا کن، ابر گریانی که می‌بینی منم

بی‌محابایی چنان رگبارِ تندِ نوبهار
رحم کن! گنجشک حیرانی که می‌بینی منم

از کماندارانِ ابروی تو کو راه فرار؟
صیدِ از هر سو گریزانی که می‌بینی منم

کشتی و سهرابِ در خون خفته را نشناختی
بی‌وفا! سرباز بی‌جانی که می‌بینی منم

اهل امروزم ولی دردی که دارم تازه نیست
شاعر هر کهنه‌دیوانی که می‌بینی منم...
‏
#سجاد_سامانی
دیدگاه ها (۰)

بی‌محابایی چنان رگبار تند نوبهاررحم کن! گنجشک حیرانی که می‌ب...

شیخ اگر فتوا علیه‌ات می‌دهد، حق دارد او !با دو چشمت عالمی را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط