پارت 27: من: ببخشید ولی سرشون شلوغه فعلا نمیتونن سرویس بد

پارت 27: من: ببخشید ولی سرشون شلوغه فعلا نمیتونن سرویس بدن.    کوکی: بیا این جا فسقلی واسه من زبون میریزهه.     من: خیانت کار چیکار به من داری به گائول میگم.     کوکی: لوووس نشووو. من: کوکی دلم برات تنگ شده.    کوکی: دلت برا چیم تنگ شده؟؟؟؟ لبام؟؟؟
من: اره بیا بوسم بده.     کوکی: نه بوست میکنم.
اومد جلو دسشو دور گردنم پیچید. لباشو رو لبام گذاشت. بوسه های پشت سر هم رو لبام میزد.  در حال بوسه گفتم: جونگ کوک بلعیدی منو ولم کن دیگههه.
کوکی: نخیر هنوز کار دارم این بوسه قبل از سفره.
من: نه باباااا . خلاصه از خونه زدیم بیرون.
من: واای چه قد هوا دو نفرست مگه نه کوکی؟؟؟؟
کوکی: خیلی فقط یه نم نم بارون کمه. نمیای بغلم؟؟
لبخند ملیحی زدمو رفتم بغلش. وی سرشو از بین سرمون بیرون اورد و گفت: به نظرم هوا میتونه سه نفره هم باشه.
من: واای از دست توو شیطون بلای خوشگل.
وی: اختیار داری خوشگلی از خودته.   کوکی: اینقد تعریف نکنید از هم منم بووووق.  من: نگوووو تو جیگر منیییی.
وی: نگو تو کاپل خودمی ههه.    کوکی: بریم سوار  شیم رفتیم دم ماشین.   من: تهیونگ تو جلو بشین.
وی: حرفشم نزن محاله.    من: میخوام عقب بشینم کوکو ماساژ بدم.  وی:  باشه اگه تو میخوای . جونگ کوک وسط راه جاهامونو عوض میکنیم. باشه؟   کوکی: باشه.
نشستیم تو ماشینو راه افتادیم. تهیونگ همون اول ضبطو روشن کرد.خیلی خوش گذشت آهنگو بلند کرده بودیمو خل بازی در میوردیم . کوکی ام با فرمون ماشین آهنگ میزد من:جونگ کوکم  خسته شدی؟ کوکی: نه گائولم خوبم.
من: بزار ماساژت بدم.   دستامو جلو بردمو گردنو شونشو ماساژ دادم.    کوکی: آخیی چه خوبه فقط بیا بوسم کن.
من: دیگه چی؟؟؟ سرمو جلو بردمو گونشو بوسیدم.
کوکی: باید لبامو میبوسیدی.   من: نمیشه که عشقم.
وی: کوکی پاشو من بشینم خسته شدی .  کوکی: نه خوبه.
وی: بزرگترت میگه پاشو .   کوکی: باشه صبر کن بزنم کنار.
ماشینو کنار زدو ایستاد از ماشین پیاده شد.
کوکی: گائول میخوام بیام عقب پیشت بشینم. دلم تنگ شد.
وی: چقدر رمانتیک . جونگکوک نخوابیا.
کوکی: نمیخوابم میخوام بوسش کنم.
اومدو کنارم نشست .  کوکی: اوووخ کمرم.  من: وای بخواب ماساژت بدم.   کوکی: نخود بلد نیستی...    من: من بلد نیستم؟؟؟؟باید بدونی که من یه دوره حرفه ای آموزش اسپا رفتم آقااااا.     کوکی: نه بابااا. کمرم خوبه ولی میخوام بخوابم.    من: بیا بغلم بخواب .     اومدو تو بغلم لم داد و پا شو دراز کرد . دستمو رو سینش گذاشتم. کوکی: گائولم.
من: بله؟   بدون اینکه چیزی بگه سرشو برگردوندو لباشو رو لبام چفت کرد. وی: نکن کوک حواسم پرت میشهه.
لباشو از لبام جدا کرد و به تهیونگ نگا کرد. کوکی: خوب نگا نکن مگه مجبوریییی؟؟؟    وی: اییش.
کوکی صاف نشستو دستامو گرفت. کوکی: گائول یه چیزی بپرسم ناراحت نمیشی؟؟؟؟؟     من: نمیدونم ولی بپرس.
کوکی: قول میدی راستشو بگی؟؟؟
من: عشقم ما به هم قول دادیم در هر شرایطی راس بگیم.
کوکی: خوب پس من میپرسم هووووف. چرا.... چرااا .. چرا تو از توایس اینقد بدت میاد.؟؟؟؟     تهیونگ کنار زد و با عصبانیت گفت: اههه کی ازین چندشای لوووس نونور بدش نمیااد ازشون متنفرم همش تو حلق این و اونن نمیتونم تحملشون کنم.     کوکی: اووووو حالا چرا عصبی میشی.
من: همه چیو براتون میگم قول بدین به کسی نگین.
کوکی: قول.    من: سه سال پیش رفتم توی یه کمپانی امتحان بدم واسه خوانندگی . اونا هم اونجا بودن هر نه تاشون. فقط یه گروه دیگه میخواستن من سولو بودم. اینطور شد که بین و من و اونا رقابت شد. اول اونا خوندن داورا بشون خندیدن به جز یکیشون . نوبت من شد. خوندم برام دست زدن به جز یکیشون همونی که به اونا نخندید.
موقع نتیجه بود . به خودم اطمینان داشتم. دیدم سانا رفت با همون داوره که بشون نخندید حرف زد تعجب کردم. سانا با خنده اومد سر جاش وایساد. یهو داوره گفت : من گروه توایس رو انتخاب میکنم . اونروز بود که نا امید شدم . رفتم تحقیق کردم فهمیدم داوره عموی سانا بوده واسه همین ازشون متنفرم. اونروز واسه همین گفتم حقمو خوردند.    کوکی: باورم نمیشه احمقا دارم براتون صبر کن داوره رو بد بختش میکنم کثافت عوضییییی. بیا بغلم.
اومد بغلم کرد . موهامو نوازش میکرد. تهیونگم عصبی نگا میکرد. وی: فقط صبر کن دفه بعد این مومو اومد خودشو چسبوند به من زایش میکنم اه اه اه.    من:  قرار شد بین خودمون بمونه دیگه.کوکی: اره ولی سزای کارشونو میبینن. حالا مدرکی داری ؟؟؟؟   من: اره دارم فیلمشو دارم از فیلم بردار اونجا گرفتم .    کوکی: دیگه وقتشه.    من: وقت چی؟
کوکی: باید پخشش کنی همه جا.    من: نمیشههه.
کوکی: چراااا نکنه بازم دلت نمیاد. من: نهههه اونا چند بار خواستن رشوه بدن که فیلمو پاک کنم . اما هر بار این کارو نکردم.      کوکی: خوب چه ربطی داره
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

P9 . PRISAN MAFIA.

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

پارت ۶

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

رومان عشق پنهانی (پارت3)

وقتی که بغلش میکنی و میگی خیلی وقته بغلم نکردی ولی من همیشه ...

به مناسبت تولد "RM"

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۲چند روز بعد، دوباره رفتم. این ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط