:diamond_shape_with_a_dot_inside: مقایسه بلای پیامبران و بلا...

:diamond_shape_with_a_dot_inside: مقایسه بلای پیامبران و بلای سیدالشهداء

:small_orange_diamond:در وداع آخر، حضرت #زینب کبری چون برادرش را تشنه و #غریب و بی کس دید، عرض کرد: ای برادر، بلای تو شدیدتر است یا بلای انبیا؟ :small_orange_diamond:امام #حسین فرمودند: ای خواهر، از این سوال درگذر. :small_orange_diamond:زینب کبری اصرار کرد که میخواهم بدانم. :small_orange_diamond:سید مظلومان گریست و فرمود: ای خواهر! :small_orange_diamond:آدم صفیّ الله بعد از خروج از بهشت از فراق حوّا گریست، در حالی که حوّا را اَلَمی نبود (درد و رنجی نداشت)؛ اما عیال مرا بعد از کشته شدن من از خیمه ها بیرون می آورند و به اسیری می برند. :small_orange_diamond:نوح نجی الله، بدنش را سنگ باران کردند، جبرییل پر و بال خود را به بدن او مالید که اثر سنگ معلوم نباشد؛ اما بدن مرا بنی امیه تیرباران می کنند و به همین اکتفا نمی کنند، بلکه اسب بر بدن من بتازند. :small_orange_diamond:ابراهیم خلیل الله را وقتی در آتش انداختند، آتش بر او گلستان شد و بدن خلیل را اذیت نرسانید. اما در همین روز با آتش تیر و نیزه و شمشیرهای بنی امیه بدن برادرت را پاره پاره کنند. :small_orange_diamond:یونس پیغمبر را وقتی از شکم ماهی بیرون آوردند، درخت کدویی لب دریا سبز شد و به روی بدن او سایه انداخت و آفتاب بدن او را اذیت نکرد؛ اما بدن مرا بعد از #شهادت، سه روز برهنه زیر آفتاب می اندازند و کسی مرا غسل نمی دهد و کفن نمی کند. :small_orange_diamond:یعقوب نبی، بعد از فراق یوسف و نابینا شدن، به وصل یوسف رسید و دیده اش روشن شد و به تاج و تخت فرزندش رسید؛ اما من #علی_اکبرم را با بدن پاره پاره روی خاک گرم #کربلا دیدم. :small_orange_diamond:قوم صالح پیغمبر وقتی خواستند ناقه را پی کنند، گذاشتند که با طفلش #آب بیاشامد و بعد او را پی کردند؛ اما مرا و طفلم #علی_اصغر را #تشنه شهید می کنند. :small_orange_diamond:اسماعیل ذبیح الله را برایش از بهشت گوسفندی جهت قربانی کردن فرستادند و او را ذبیح الله نامیدند؛ اما کسی برای من قربانی نمی آورد. :small_orange_diamond:جدم رسول خدا در جنگ احد، کفار قریش یک دندان او را شکستند؛ اما روزی می آید که #یزید (علیه اللعنة) چوب بر این لب و دندان می زند. :small_orange_diamond:پدرم #علی را یک ضربت زدند؛ و مرا یکهزار و صد و پنجاه ضربت و زخم می زنند. :small_orange_diamond:برادرم #حسن هنگام شهادت سرش در دامن من بود؛ اما سر من گاهی بر روی خاک، گاهی بر سر #نیزه، گاهی بر روی درخت خرما آویخته می شود. :small_orange_diamond:#زینب_کبری عرض کرد: با این همه #بلا ما را به که می سپاری؟ :small_orange_diamond:حضرت فرمود: به خدا که "نعم الوکیل" است. :small_orange_diamond:پس زینب کبری ناله ای زد و افتاد و گفت: :small_orange_diamond:«لیتَ الموتُ اَعدَمَنِی الحیاةُ قَبلَک؛ کاش زینب پیش از تو مرده بود و این احوال را مشاهده نمی کرد». :books: گریزهای مداحی صفحه ۲۰۳ (به نقل از: انوار الشهادة صفحه ۶۲):crying_face::crying_face::crying_face: آجرک الله یا مولانا یا صاحب الزمان. اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد (علیهم السلام)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار