خدایا،میخوام باهات درد و دل کنم....انقدر درگیر این زندگی لعن...

خدایا،میخوام باهات درد و دل کنم....

انقدر درگیر این زندگی لعنتی شدم که خیلی وقته باهات حرف نزدم.. یه درد و دل خودمونی...به قول بچه ها پایین شهری.... خدایا.... .. من از این کلمه های ادبی و با کلاس پروردگار و حق تعالی و باری تعالی و ... بلد نیستم... من یه چی فقط صدات میکنم: عشقم آخه عشقی دیگه...تو خود عشقی... مگه جز عشق بازی با بنده هاتم کار دیگه میکنی؟؟ خدایا....عشق من... همه جا هوامو داشتی،همه جا پشتم بودی؛درد و غصه دادی شکایت کردم..‌سرت داد زدم... گفتم: خدایا این چه وضعشه،مگه من دشمنتم... فلانی رو نگاه چقدر زندگیش خوبه،مگه منم بنده تو نیستم،این چه وضعشه.‌‌‌... یه مدتی گذشت... فهمیدم درد و غصه دادنتم حکمتی داشت... فهمیدم مثل اون توپ قلقلی بچگی، منو زدی زمین تا بالا برم... خوشی دادی،به خودم بالیدم... گفتم من باعث این خوشی شدم،اصلا حواسم به تو نبود،اصلا یه بار سرم رو،رو به آسمون نگرفتم بگم خدایا شکرت... حواسم نبود تمام این خوشی ها رو تو به من هدیه دادی... خدایا...عشق من... شنیدم میگن صد بار اگر توبه شکستی باز آی.... من قربون اون دلت بشم که صد بارم برگردیم بازم ما رو قبول میکنی... عشق من...به بزرگیت قسم....به مهربونیت قسم... این روز ها دلم خیلی گرفته... یه غصه ای عجیب رو دلم نشسته... یه دردی تو وجودم افتاده... میدونما...میدونم این روزا میگذره بالاخره.... میدونم باز میشه ا

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار