سِلین : وقتی تو رفتی پاریس خب من خیلی گریه کردم میدونستی؟! ت...

سِلین : وقتی تو رفتی پاریس خب من خیلی گریه کردم میدونستی؟! تو اتاقم گریه کردم تو اتاق تو گریه کردم تو ایوان گریه کردم اون سالنو میبینی تو اونم گریه کردم تو اون بالکنی که ولم کردی رفتی گریه کردم تازه برای اینکه بری منو خوابوندی...زشته

دمیر : خیلی گریه کردی؟ سِلین : اره اینجوری چشمام مثل قورباغه شد تقصیر تو بود دمیر : باشه تقصیر من بود سِلین : تو چرا میخندی؟ خوشت میاد من درد دارم دِمیر : نه هرگز...ببخشید سِلین : این چه عذر خواهی ایه؟! از ته دلت نبود انگار که مجبور باشی عذر خواهی کنی دِمیر : باشه...معذرت میخوام...واقعا.. سِلین : نشد... به خاطر اینکه تو رو ول کردم رفتم اشتباه کردم سِلین...بگو دِمیر : باشه...بزرگ ترین خر منم...الان راضی شدی؟ خرم سِلین (با بغض) : دمیر...خر ها خیلی حیوانات با مزه این... دمیر : خب سلین یه حیوون بگو که بامزه نباشه من اون باشم سِلین : آخه...همه ی حیوونا خیلی بامزن دمیر : آره راستی 🍁نظرتون راجب این سکانس چیه؟🍁

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار