مامان و بابام تیر خوردن

😭مامان و بابام تیر خوردن...

😭مامان و بابام تیر خوردن...
😭من خودمم تیر خوردم...
😭دلم برا مامان و بابام سوخته...


خدایا به اشک دل و سوز آه یتیمان...
دیدگاه ها (۲)

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

دهه هفتادی بودن....

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

برده عمارت جئون

ممنونم بخاطر انتخاب تون ...منتخب

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط