{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من ماندم و خلوتی سرد

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور

روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت

ناله کردم که ای وای این اوست
در دلم از نگاهش، هراسی
خنده ای بر لبانش گذر کرد
کای هوس ران، مرا می شناسی...

فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۰)

باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی ز بگذشته ای دور یاد عشقی که...

☆★باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی ز بگذشته ای دور یاد عشقی ...

باز من ماندم و خلوتی سرد،خاطراتی ز بگذشته ای دور!یاد عشقی که...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

باز من #ماندم و #خلوتی سرد#خاطراتی ز بگذشته ای #دوریاد #عشقی...

بازمَن ماندَم و خَلوَتی سَردخاطِراتی زبگُذشتِه ای دوریادِ عِ...

باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی ز بگذشته ای دور یاد عشقی ...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط