اومد شمشیرش رو گذاشت زمین

اومد شمشیرش رو گذاشت زمین

اومد شمشیرش رو گذاشت زمین
وضو گرفت
نماز خوند
شمشیرش رو برداشت و رفت سرجاش توی صف دشمن ایستاد
درسته توی لشکر کوفه بود
خدارو دوست داشت...
ولی امام حسین(ع) رو دوست نداشت
#مهلا
#مهلا_باید_تعطیل_شود
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: از توافق عربستان، ترکیه ...

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

خیابون یا عزاداری؟؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا ش...

خیابون یا عزاداری؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا شد...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

بهار بدون تو

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط