واقعا حق دارن این لقب رو بدن بهش من خودمم ازش بدم میومد

واقعاً حق دارن این لقب رو بدن بهش من خودمم ازش بدم میومد

واقعاً حق دارن این لقب رو بدن بهش من خودمم ازش بدم میومد
البته همزمان دلمم براش میسوخت چون نه مادر بالا سرش بود نه پدر
همون پدرش هم با مادر بهترین دوستش خیانت کرده بود ولش کرده بود
ولی دوستش یه پدر مهربون داشت ک جبران کنه براش نبود مادرشو
و اون بخاطر نداشته هاش و کمبوداش یه حفره بزرگ تو قلبش داشت
حفره ای ک با محبت مادر و پدر و اطرافیان باید پر می‌شد ک هیچ وقت نشد
و اون با تلاش برای اینکه داشته های دوستشو اگه بدزده شاید بتونه اون خلأ پر کنه
ولی اشتباه میکرد 💔💔💔

از فیلمای قدیمی این بازیگر جذاب و حرفه ای چند تا رو دیدید؟

با شوهرم ازدواج کن
مبارزه برای راهم
جذابیت شیطانی
لطفاً با آن مرد ملاقات نکن

⿻𔘓ッمهربون لایک کامنت یادت نره𔘓⿻

‌‌ ♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲
ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ  ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳ
دیدگاه ها (۹)

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

کامادو هاروکا | اوسی اصلی شیطان کش

اوسی دیمن اسلایر

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط