ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
chapter:2
P.23
کانگ وو:باشه ممنون
....
سویون:مامان بزرگ میشه همه چیو بهمون بگی
سوهیون:باشه میگم راستش رفتارای همین ته جونگ بود که باعث شد منم همچین رفتارای شرم آوری با دختر خودم داشته باشم همه چیو میگم
کانگ وو:ممنون
سوهیون:خواهش میکنم پسرم...خب شروع میکنم اول از همه اینکه اون همیشه وقتی کسیو میدزدید میبرد به انبار مخصوصش که توی سونگ سوعه
کانگ وو:سونگ سو اینطور که من شنیدم اونجا پر از انبارای متروکست که درحال بازسازیه
سوهیون:درسته حالا میرم سر اصل مطلب ته جونگ به نفرو داره که براش خیلی عزیزه و اون یه نفر پسرشه چوی وون شیک اما اونم از ته جونگ خوشش نمیاد و دنبال یه فرصته تا شرکتشو ازش جدا کنه
کانگ وو:خب این خوبه
سوهیون:درسته ولی کانگ وو تو تنها نمیتونی اینکارو بکنی
کانگ وو:کسیو ندارم که کمکم کنه
دونگ ووک:چرا یه نفر هست
کانگ وو:کی
دونگ ووک:کیم تهیونگ یکی از صمیمی ترین و قابل اعتماد ترین دوستای بابات کافیه ازش خواهش کنی اون برای دوستش هرکاری میکنه
کانگ وو:اون کجاست؟
سوهیون:خونش تو یویدوعه و اونجا جز شرکتش یه بانک بزرگو کنترل میکنه و اون دومین رطبه مافیایی آسیاست
کانگ وو:صبر کن فکر میکردم دایی دومین رطبست
سویون:نه اون سومیه
کانگ وو:که اینطور ....بازم ازتون ممنونم جبران میکنم
سوهیون:نیازی به جبران نیست خوشحالیم که کمکتون کردیم
کانگ وو:ممنون بهتره بریم کلی کار داریم
دونگ ووک:مراقب خودتون باشین
کانگ وو:چشم فعلا
....
سویون:کانگ وو نمیخوای یکم استراحت کنی کل روزو داشتی میگشتی
کانگ وو:نه سویون میخوام هرچه زودتر این جنگ کوفتی رو تمومش کنم ....ببخشید اقا
+بفرمایید
کانگ وو:عمارت کیم تهیونگ کجاست
+آم ک کیم تهیونگ...ا اونجا مستقیم سمت راست یه عمارت کلاسیکه
کانگ وو:ممنون
+خواهش میکنم ....
و از اونجا دور شد
سویون:واو مثل اینکه اونم خیلی خطرناکه یعنی اونم مثل باباهامون خوشتیپه؟اینطوری که پیش میره باید شوگر بزنم امیدوارم مجرد باشه
کانگ وو:یااااا خفه شو حق نداری با کسی قرار بزاری فهمیدی*بلند
سویون:به توچه مگه تو چیکارمی
کانگ وو:...هیچ راست میگی من که کاره ای نیستم برو با هرکی میخوای قرار بزار*اروم
و به راهش ادامه داد
سویون:هی کانگ وو وایسا ..
سریع خودشو بهش رسوند
سویون:منظوری نداشتم ببخشید
کانگ وو:مهم نیست
سویون:کانگ وووو
کانگ وو:....
سویون:الان قهر کردی؟
کانگ وو:مگه بچم*سرد
.....
«دشمنِ اصلی، تازه از سایهها برخاسته است.»
chapter:2
P.23
کانگ وو:باشه ممنون
....
سویون:مامان بزرگ میشه همه چیو بهمون بگی
سوهیون:باشه میگم راستش رفتارای همین ته جونگ بود که باعث شد منم همچین رفتارای شرم آوری با دختر خودم داشته باشم همه چیو میگم
کانگ وو:ممنون
سوهیون:خواهش میکنم پسرم...خب شروع میکنم اول از همه اینکه اون همیشه وقتی کسیو میدزدید میبرد به انبار مخصوصش که توی سونگ سوعه
کانگ وو:سونگ سو اینطور که من شنیدم اونجا پر از انبارای متروکست که درحال بازسازیه
سوهیون:درسته حالا میرم سر اصل مطلب ته جونگ به نفرو داره که براش خیلی عزیزه و اون یه نفر پسرشه چوی وون شیک اما اونم از ته جونگ خوشش نمیاد و دنبال یه فرصته تا شرکتشو ازش جدا کنه
کانگ وو:خب این خوبه
سوهیون:درسته ولی کانگ وو تو تنها نمیتونی اینکارو بکنی
کانگ وو:کسیو ندارم که کمکم کنه
دونگ ووک:چرا یه نفر هست
کانگ وو:کی
دونگ ووک:کیم تهیونگ یکی از صمیمی ترین و قابل اعتماد ترین دوستای بابات کافیه ازش خواهش کنی اون برای دوستش هرکاری میکنه
کانگ وو:اون کجاست؟
سوهیون:خونش تو یویدوعه و اونجا جز شرکتش یه بانک بزرگو کنترل میکنه و اون دومین رطبه مافیایی آسیاست
کانگ وو:صبر کن فکر میکردم دایی دومین رطبست
سویون:نه اون سومیه
کانگ وو:که اینطور ....بازم ازتون ممنونم جبران میکنم
سوهیون:نیازی به جبران نیست خوشحالیم که کمکتون کردیم
کانگ وو:ممنون بهتره بریم کلی کار داریم
دونگ ووک:مراقب خودتون باشین
کانگ وو:چشم فعلا
....
سویون:کانگ وو نمیخوای یکم استراحت کنی کل روزو داشتی میگشتی
کانگ وو:نه سویون میخوام هرچه زودتر این جنگ کوفتی رو تمومش کنم ....ببخشید اقا
+بفرمایید
کانگ وو:عمارت کیم تهیونگ کجاست
+آم ک کیم تهیونگ...ا اونجا مستقیم سمت راست یه عمارت کلاسیکه
کانگ وو:ممنون
+خواهش میکنم ....
و از اونجا دور شد
سویون:واو مثل اینکه اونم خیلی خطرناکه یعنی اونم مثل باباهامون خوشتیپه؟اینطوری که پیش میره باید شوگر بزنم امیدوارم مجرد باشه
کانگ وو:یااااا خفه شو حق نداری با کسی قرار بزاری فهمیدی*بلند
سویون:به توچه مگه تو چیکارمی
کانگ وو:...هیچ راست میگی من که کاره ای نیستم برو با هرکی میخوای قرار بزار*اروم
و به راهش ادامه داد
سویون:هی کانگ وو وایسا ..
سریع خودشو بهش رسوند
سویون:منظوری نداشتم ببخشید
کانگ وو:مهم نیست
سویون:کانگ وووو
کانگ وو:....
سویون:الان قهر کردی؟
کانگ وو:مگه بچم*سرد
.....
«دشمنِ اصلی، تازه از سایهها برخاسته است.»
- ۴۱۰
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط