{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی عمر مثل شمع جلوچشاات سوختم........

دیدگاه ها (۰)

تاصبح میخوندم من براش تاکه میرفتم ازهوش...........

..........

مشتی حرفات قرار بود حقیقت باشن نه خاطره.........

بسلامتی دلایی ک بی صدا خورد میشه..............

وقتی رفت فهمیدم حتی توخونه یه عمری آواره بودم.....

شکستم بی صدا تانشنوی میریزم آوارم..........

گل ازدستم افتاد چشمم بهت افتاد.........

تو چیکار کردی با من سفید شدن رنگ موهام...........

بیاببین یکی باخون اسمتو نوشته..........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط