میخواست جانفزا رو بترسونه خودش بیشتر ترسید

میخواست جانفزا رو بترسونه خودش بیشتر ترسید😂😂

میخواست جانفزا رو بترسونه خودش بیشتر ترسید😂😂
فقط الله اکبر گفتن آخرش😂
اسم سریال:#داستان_یک_شب
#شهرزاد #بوراک_دنیز
#یازگی #burakdeniz #birgecemasalı
#دپ #عاشقانه #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره



‌
دیدگاه ها (۳۱)

a man💁🏻‍♀️🤌🏻 :...لایک شه زیبآ.💘#ماهجان #یازبور #داستان_یک_شب...

ولی بوزو جیلان رو میپرسته😍💘من اینارو بیشتر دوست دارم🥹❤️‍🔥#لا...

💗 معرفی فیکاسم: 《☆فقط یه دوست معمولی☆》ژانر: کمدی | عاشقانه |...

پشت نگاه سردت ...🎀🦋 پارت 21 — ویو آت 🦋🎀تمام کلاس، ذهنم درگیر...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط