{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال من و تو باران

درخیالم تو و من باشیم و بارانی که نیست
به بغل می کشمت در آن خیابانی که نیست

فکر بوسیدن و آغوش تو تا زد به سرم
به جهنم که ببیند آن نگهبانی که نیست

لب تو باشد و من باشم و یک گوشه دنج
گنه بوسه زدن گردن شیطانی که نیست

گونه ات معدن و من در پی استخراجش
نمکش حیف در حصر نمکدانی که نیست

باز باران به دلم شور جوانی بخشید
نم باران و تو باشد به فراوانی که نیست

راستی هر چه شده بین من و تو راز است
رازگویی صفت چون تو مسلمانی که نیست

من عاشق شده عمری ست که بی ایمانم
از خدا نیست نهان از تو چه پنهانی که نیست
دیدگاه ها (۱)

خیالات من و تو و باران

🌧️باران و من و تو🌧️

شعر بسیار زیبا از استاد لاادری

تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیابا...

تو اگر باشی و من باشم و باران باشد به بغل می کشمت گر چه خیاب...

.تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می‌کِشمت گرچه خیاب...

تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیابا...

شعر عاشقانه 🌸🌺تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کش...

‍ تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیا...

تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط