و درد

وَ درد

وَ درد
به استــخوانِمان رسیـده
اما هـنوز
خودم را نباخته ام
و روزگار را زندگے میڪنم
و هـنوز
آنـقدر مـیخندیم ڪه
سرمان از این همه ناخوشی هایے ڪه
مجـبور به پذیرفتـنش ڪردیم
درد میگـیرد
ڪاش آنجا که #تُ رفتے
غم عالم مے رفت
ڪاش این غربت،،
جمعے همھ با هم مے رفت.!
شڪسته #تقدیر و
شڪسته تدبیر و شڪسته تصویرم!
بغل بغل #بغضم نفس نفس #مرگم! ولی نمیمیرم!!!
بعد از #مرگم
#قــــــلبم را جدا از من #خاک ڪنید!
من و #دلم هیچ گاه،
#آبمان توے یک #جوے نرفت... !!


‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌
دیدگاه ها (۸)

شڪستہ تقدیر و شڪستہ تدبیر و شڪستہ تصویرم!بغل بغل بغضم! نفس ن...

و دَرد به استخوانِمان رسیده اما هنوزخودمان را نباخته‌ایمو رو...

وَ دردبه استخوانِمان رسیدهاما هنوز...خودمان را نباخته ایمو ر...

وَ درد ...به استخوانِمان رسیده،اما هنوز...خودمان را نباخته ا...

وَ درد ...به استخوانِمان رسیده،اما هنوز...خودمان را نباخته ا...

وَ درد ...به استخوانِمان رسیده،اما هنوز...خودمان را نباخته ا...

وَ درد ...به استخوانِمان رسیده,اما هنوز...خودمان را نباخته ا...

وَ درد به استخوانِمان رسیده،اما هنوز خودمان را نباخته ایم،و ...

درد به استخوانمان رسیدهاما هنوز خودمان را نباخته ایمو روزگار...

وَ درد به استخوانِمان رسیده،اما هنوز خودمان را نباخته ایم،و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط