{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌧📚☕️

🌧📚☕️


خداحافظ کِ میگویی در و دیوار می‌لرزد
میانِ سینه‌اَم چیزی هزاران بار می‌لرزد

جهان انگار بر رویِ سرِ من می‌شود آوار
دلم زخمی و جا مانده تهِ آوار می‌لرزد

نگاه‌اَت می‌کنم یعنی نرو، پیشم بمان زود است
چنان گنجشکِ تنهایی کِ در رگبار می‌لرزد

تو اما التماسِ چشمهایم را نمی‌بینی
نمی‌بینی وجودم را کِ از اصرار می‌لرزد

از اینجا مثلِ باران می‌روی، پشتِ سرت اما
حواس‌اَت نیست،خوشه‌خوشهء گندمزار می‌لرزد

پس‌از سوتِ‌قطارت سوت و کور است این شبِ‌مبهوت
سکوتِ خسته‌ای جا مانده در تکرار می‌لرزد

زمین دود و زمان دود و تمامِ آرزوها دود
بِ انگشتانِ لرزانم نخِ سیگار می‌لرزد

"زمستان‌است و سرما سخت سوزان‌است" بعداز تو
"امیدِ" خسته‌اَم از سوزِ لاکردار می‌لرزد

نماندن‌هایِ تو شاعرترینم کرد و تا دنیاست
برویِ شانه‌هایِ دفترم خودکار می‌لرزد

#شهراد_ميدرى.






᳆࿐ᷟ࿐ⷶ࿐ᷢ࿐ꙷ࿐ⷶ࿐ᷟ࿐
✦
دیدگاه ها (۰)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۹«قولی برای همیشه»سه ماه گذشته بود.بر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

dark life = 17

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط