{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تویی بودم

تویی بودم
توی هر نفس دم بعد دم
من در کنار تو بودم
توی هر لحظه و هر زمان
من با تو بودم

در هر روز و شب شما
من دلتنگی تو بودم
در خاطره‌های شب ها
من همراه تو بودم

زخم بودم، زخم در دل تنهایی
اما تویی که دست درمانی
آرزو بودم در درختان بهاری
تویی که به من شادی و آرامش می‌بخشی

آسمان بودم، آسمان در سینه‌ی غروب
تویی که رنگ و نور به زندگی می‌بخشی
هر نفسی که می‌کشم، تویی بودم
تویی که به هر لحظه‌ی زندگیم معنا می‌بخشی
#محمد_خوش_بین
#دکلمه
#تیرداد
#شاعر
#خوشبین
#سازنده_ویدیو
#عاشقانه
#شاعرانه
#نفس
#آسمان
#زخم
#غروب
#شعرهای_ناب_فارسی
#متن
#دلنوشته
#خواننده_ها
#گویندگی
#دکلماتور
دیدگاه ها (۶)

زخم فراموشی

جاده بی راهه

هذیان

وقتی لب تو خنده زد

افتاده در چشم تو صاف

پدرم نیست ...

پارت بیست و یکم

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط