ایندفعه که عصبانیت کرد به دست‌های کوچکش نگاه کن

ایندفعه که عصبانیت کرد، به دست‌های کوچکش نگاه کن…

ایندفعه که عصبانیت کرد، به دست‌های کوچکش نگاه کن…
او برای تحمل طوفان خشم تو، خیلی کوچک است.
دنیای او از لالایی و آغوش امن ساخته شده، نه از فریاد و بغضهای ناامن.
چشم‌هایش هنوز به مهربانی تو اعتماد دارد. نترسانش با لحظه‌ای بی‌صبری...
یادَت باشد: او از تو یاد می‌گیرد چگونه دوست بدارد، چگونه ببخشد و چگونه با جهان مهربان باشد...
اگر صدایت را بلند کردی، دل کوچکش در میان ناامنی که با فریادت ساخته ای میلرزد، اما هنوز معصومانه تو را تنها پناه امن خودش می‌داند.
عزیز من، این طور مواقع کمی مکث کن، نفس بکش… میان همین سکوت می‌شود دوباره پدر شد، مادر شد، آرامش بخشید،
و آدمی شد که عشق را یاد کودکش می‌دهد.
#آرام_جان
دیدگاه ها (۴)

🌸نوشداروی دیر به مزار رسیده این نام واقعی توست ، که دیر رسی...

زندگی وما... خدایاااااااااااااااا................. کَم آوَر...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

#فریدون_فرخ فرشته نبود *** ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود به...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط