نفر سوم

☘️نفر سوم ☘️

☘️چقد چشمهایش شبیه چشمان تو بود
و لب هایش شبیه من
تو گفتی #مهرانا یا #ستاره
من با لجبازی گفتم نه
#سرمه یا #مریم
و
عاقبت بازی را تو بُردی
مهرانا
و
من از خواب پریدم☘️

❤️پ.ن:بهت گفتم خواب دیدم...دقیقا همونو منظورمه...مغز بیمارم درگیر دلنوشته ی دیگر❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#دلنوشته
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۴)

☘️دوست داشتن،،جمله ای که خواسته یا ناخواسته در طول شبانه روز...

☘️ایران بانو،،میبینی چه دخترانی داری؟یکی بهتر از دیگری، همه ...

☘️کاش کسی باشد که احوالپرسی را بداند؛وقتی گفتی خوبمدر جواب ب...

#دوستت‌دارم‌نترس... گفتی: «می‌ترسم از احساسات طوفانی و وحشی‌...

#داستانک: جشن تولد

☘️دنیا رو بدون رنگ ها تصور کن!یا خاکستریه، یا سیاه، یا سفید!...

هفتمین عشق Part59که خاله جون و شوهر خاله هم اومدن م/ه:بریم ...

تقدیر سیاه و سفید p73

خب اینم چالشم که گفتم میذارمش 😜😉💕💞مرررسی از شرکت گنندگانه عز...

دلنوشته رفیقونه‌ 👭پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط