✨ در میکده بنشین
✨ در میکده بنشین
عراقی | غزل شمارهٔ ۲۷
در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
هشیاری و مستیش همه عین نماز است
آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز
آنچ از تو پذیرند در آن کوی نیاز است
اسرار خرابات به جز مست نداند
هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟
تا مستی رندان خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است
خواهی که درون حرم عشق خرامی؟
در میکده بنشین که ره کعبه دراز است
هان! تا ننهی پای درین راه ببازی
زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است
از میکدهها نالهٔ دلسوز برآمد
در زمزمهٔ عشق ندانم که چه ساز است؟
در کوی خرابات، پارسایی را نمیپذیرند؛ تنها چیزی که میخرند نیاز است. فخرالدین عراقی، شاعرِ قرنِ هفتم، از درِ میخانه رانده میشود، به صومعه پناه میبرد و آن در را هم بسته مییابد، تا صدایی از درون نامش را بخواند: خودت را بباز، در باز است. و در میانهٔ راه، بیتی که بارها بازمیگردد: راهِ کعبه دراز است، در میکده بنشین.
کدام مصرعش با شما ماند؟
#شعر_عراقی #عراقی #شعر_فارسی #موسیقی_سنتی #نورسان
عراقی | غزل شمارهٔ ۲۷
در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
هشیاری و مستیش همه عین نماز است
آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز
آنچ از تو پذیرند در آن کوی نیاز است
اسرار خرابات به جز مست نداند
هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟
تا مستی رندان خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است
خواهی که درون حرم عشق خرامی؟
در میکده بنشین که ره کعبه دراز است
هان! تا ننهی پای درین راه ببازی
زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است
از میکدهها نالهٔ دلسوز برآمد
در زمزمهٔ عشق ندانم که چه ساز است؟
در کوی خرابات، پارسایی را نمیپذیرند؛ تنها چیزی که میخرند نیاز است. فخرالدین عراقی، شاعرِ قرنِ هفتم، از درِ میخانه رانده میشود، به صومعه پناه میبرد و آن در را هم بسته مییابد، تا صدایی از درون نامش را بخواند: خودت را بباز، در باز است. و در میانهٔ راه، بیتی که بارها بازمیگردد: راهِ کعبه دراز است، در میکده بنشین.
کدام مصرعش با شما ماند؟
#شعر_عراقی #عراقی #شعر_فارسی #موسیقی_سنتی #نورسان
- ۱.۱k
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط