داستانی زیبا از رابطه امام حسینع و امام حسنع

💠 داستانی زیبا از رابطه امام حسین(ع) و امام حسن(ع)

💠 داستانی زیبا از رابطه امام حسین(ع) و امام حسن(ع)

▫️گدا آمد درِ خانۀ امام حسین، گفت آقا به من لطف کن. گفت رفتی درِ خانۀ داداش بزرگتر من امام حسن؟ گفت نه آقا. فرمود من پیش‌دستی نمی‌کنم بر داداشم امام حسن. اول برو درِ خانۀ امام حسن. گدا آمد درِ خانۀ امام حسن، گفت آقا به من لطف کن. آقا بیست دینار بهش داد. بعد آمد درِ خانۀ امام حسین(ع). گفت آقا داداش‌تان به من لطف کردند؛ شما هم به من لطف کن. آقا فرمود داداشم چقدر به تو داد؟ گفت بیست دینار. آقا نوزده دینار بهش داد. گفت شما چرا کمتر دادید؟ فرمود من هیچ‌وقت روی دست داداشم امام حسن نمی‌زنم. داداش بزرگ من است احترامش را دارم همه جوره.

🔷🔸💠🔸🔷
دیدگاه ها (۲)

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

⛔️ رهبر ما هم می‌توانست مثل حاکمان کشورهای عربی با آمریکا کن...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط