آورده اند که  نادانی بر آن شد

آورده اند که : نادان‍‍ی بر آن شد

آورده اند که : نادان‍‍ی بر آن شد
تا به الاغی سخن گفتن بیاموزد ،
پیاپی با درازگوش بیچاره حرف می زد و ‌به گمان خود الاغ در حال پیشرفت بود!

خردمندی این را دید و بگفت :
ای نادان‍‍! بیهوده تلاش مکن
و خود را مضحکه دیگران قرار نده
الاغ از تو سخن گفتن نمی آموزد
ولی تو می توانی
خاموشی را از او بیاموزی
دیدگاه ها (۱)

آورده اند که : نادانی بر آن شد تا به الاغی سخن گفتن بیاموزد ...

جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، حکیمی او را گفت :...

نادانى مى خواست به الاغى سخن گفتن بياموزد، گفتار را به الاغ ...

در دنیای ما دیوانگان عقل حکم میکنهبه همه چی بخندیمنه توهینی ...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

آورده اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رف...

بسم الله الرحمن الرحيمقسمت دوم : آيا ندانسته‏‌اى كه خدا آنچ...

"سی پندار از زرتشت بزرگ"۱- آنچه را گذشته است فراموش کن و به ...

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی، تو را تماشا کردم و امید داش...

نامه تند عبدالکریم سروش علیه رضا پهلوی؛ این پیر کودک بی‌فرهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط