عزیز پسرم

عزیز پسرم...

عزیز پسرم...
چرا پوتینات خاکیه؟
چرا مثل همیشه، خسته ولی خندون، برنگشتی؟
من هنوزم دم در می‌شینم،
صدای در که میاد، دلم می‌لرزه...
نکنه این بار تویی که داری برمی‌گردی،
همون‌جوری که رفتی... با لبخند، با غیرت، با دلِ پُر از عشق به وطن...

این، روایته چشم‌انتظاریه یه مادره...
مادرِ علی... ننه‌علی...
و روایته "اشک هور"، قصه مردی که تا آخر ایستاد...

#اشک_هور
#شهید_علی_هاشمی
#ننه_علی
#مادر_شهید
#دفاع_مقدس
#سینمای_مقاومت
#دل‌تنگی
#پوتین_خاکی
#شهدای_ایران
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط