{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا زینب کبری سلام الله...

یا زینب کبری سلام الله...
امان از روزی که آفتابِ کربلا، پشتِ نیزه‌ها غروب کرد و زینب…
تنها مانده بود میان خاکستر و خون…

🏴 کجای تاریخ توان بازگفتن دارد آن لحظه را که زینب، قامتِ بی‌برادر را دید…
نه اشک ریخت، نه فریاد زد… فقط ایستاد،
تا زمین و زمان بدانند که صبر یعنی زینب…
🏴

او دختر علی‌ست…
اما امروز، در مقابل چشم‌هایش، علی‌اکبر به زمین افتاده،
عباس، علم را زمین گذاشته…
و حسین، میان خیمه‌ها دیگر صدایی ندارد…

زینب، عاشورای دوم بود…
او پیام عاشورا را در کوچه‌های کوفه و دربار شام فریاد زد،
بی‌آن‌که صدایش بلرزد… بی‌آن‌که اشکش خم شود…

ای بانوی صبر و حیا…
اگر نبود آن خطبه‌های آتشینت، ما عاشورا را از یاد می‌بردیم…
اما تو، کربلا را از تاریخ به ابد رساندی…

سلام بر تو، ای دختر فاطمه…
ای بانوی عشق و خون و غربت…

🥀🖤---------------------------
#حضرت_زینب
#یا_زینب
#کربلا
#عاشورا
#ام_المصائب
#زینب_کبری
#محرم
#السلام_علیک_یا_زینب
#التماس_دعا
دیدگاه ها (۸)

منتهای صبر ای پیامت انتشار کربلاخطبه ات آیینه دار کربلاخطبه ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

🌿 ۳ روز مانده گرامیداشت هفته دفاع مقدس▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩📽 فیل...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

شعر؛ قدم رنجه کردی بسامان عشق

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط