{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزم!

عزیزم!
من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذارده ام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان می‌روم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بسته ام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمی‌خواهم. مرا به خودت متصل کن. :خدایا وحشت همه‌ی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کرده‌ای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را خدشه دار می‌کند، مرا به قافله‌ای که به سویت آمدند، متصل کن.

🔹بخشی از وصیت نامه شهید #حاج_قاسم سلیمانی برای این روزهای ما
#شهید_القدس #امام_زمان
#قاسم_بن_الحسن ✨🇮🇷
دیدگاه ها (۰)

عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذا...

عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذا...

عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذا...

قسمتی از وصیت نامه شهید سپهبد قاسم سلیمانی🖤🖤🖤عزیزم! من از بی...

«عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابان‌ها گ...

🇮🇷فرازی از وصیت نامه : پیامی از سردار آسمانی 🔴 م...

#همّت_حکومت_کننده_بر_جانها✨«عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ ...

#خدایا! وحشت همه‌ۍ وجـودم را فرا گرفته است. من قـادر به مهار...

🌷جامانده‌ام از قافله، دریاب مرامرا به‌حرمت کسانی که حرمتشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط