{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

برای دیدنت از مرز آفتاب گذشتم
به دم دمای غروب از پسِ شباب گذشتم
به این امید که می نوشم از سبوی نگاهت
ز ارغوانی هر جام پر شراب گذشتم
هزار گردنه ی سخت را به شوق وصالت
به پای خسته دویدم به صد شتاب گذشتم
برای آنکه زلال و  روان ببینمت ای عشق
به پای سرو روانت چو جوی آب گذشتم
تمام عمر زدم پرسه ی شبانه و تا صبح
ز کوچه های غمت با دل کباب گذشتم
حال که هستی قهوه ام را باعشق می نوشم
دیدگاه ها (۰)

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

هوش مصنوعی

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط