{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یع

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی چی...
تا قبل از اینکه تو به دنیا بیای، نمی‌دونستم «فرزند» یعنی چی؛
چون جگرگوشه‌ای مثل تو نداشتم... 🤍
حالا پنج سالته،
و من بعضی وقتا فقط نگات می‌کنم و بغضم می‌گیره... 🥹
نه از اینکه بزرگ شدی،
از اینکه توی این سنِ کم، این‌همه مهربونی و معرفت توی دلت جا شده...
از اینکه یه بچه‌ی کوچیک می‌تونه این‌همه دلِ بزرگ داشته باشه...
این‌همه حواسش به آدم‌ها باشه،
این‌همه قشنگ محبت کنه،
و بی‌خبر، حالِ دلِ مامانشو خوب کنه...
تو برای من فقط پسرم نیستی...
یه رفیق کوچولویی،
یه دلگرمیِ بزرگی،
یه تکه از قلبمی که بیرون از سینه‌م زندگی می‌کنه. ❤️
از خدا می‌خوام تا آخرین لحظه‌ی عمرم،
از بودنت آرامش بگیرم
و تو هم از من، فقط خوبی و مهربونی یاد بگیری... 🤲🏻
پسرکم،
هیچ‌وقت بدِ کسی رو نخواه،
آدم خوبی بمون... 🌱
مهربونی‌تو از دنیا نگیر
و اون قلب قشنگت رو برای خودت نگه دار. 🤍
من از خدا فقط می‌خوام
تا وقتی دنیا هست،
تو بخندی،
خوشبخت باشی
و هیچ‌وقت غم، مهمونِ قلب مهربونت نشه... 🥺🤍
جگرگوشه‌ی من،
شاید هنوز خیلی کوچیکی،
ولی همین حالا هم
یکی از بزرگ‌ترین دلخوشی‌های زندگیِ منی... 🫀🤍
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

زیبایی تو فقط توی چهره‌ات نیستتوی لبخندت، نگاهت و مهربونی‌ای...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

F

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

@cookie2_57 می‌خوای روشنایی روز و خورشیدم باشی؟ ☀️🌷یه کلاب ...

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

مرتیکه ح********بچه‌ها اونایی که نمی‌دونید داستان در مورد چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط