آفتابی بر آمد با ظرافت بال ها

آفتابی بر آمد با ظرافت بال ها 🕊️

آفتابی بر آمد با ظرافت بال ها 🕊️


اگر دانایی های کوچک گوناگونی داریم
که مارا متمایز از هم می کند
اما همه در نادانی بی پایان خود برابریم 👌

#آسمان‌لاجوردی
#سرچشمه‌های‌دانایی‌و‌نادانی
#فکر‌و‌ذکر
#شاپرک
#آفتاب
#نورااا‌سادات
#قم
دیدگاه ها (۰)

طلوع صبح جمالش فروغ آفاق استبساط مجلس عیدش نشاط دوران است#آس...

«من معلّم هستم»نيمکت ها نفس گرم ِقدم‌هایِ مرا می‌فهمندبال ها...

اگر انسان‌ها را دوست داری و به خاطر خدا می‌خواهی رشدشان بدهی...

چهره ای ساده ؛پوششی ساده تراما هویتی نورانی داشت که اورا احا...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

**پارت هشتم: شلیکِ مالکیت**عمارت غرق در صدای موسیقی و خنده‌ه...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

بخیر باشد این صبح 🌷🌅اگر توی شمال زندگی کنی زندگی دوفصل دارهب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط