{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی

من عاشق توام تو بگو یار کیستی

بستی میان به فتنه کشیدی ز غمزه تیغ

جانها فدات در پی آزار کیستی

دارم دلی ز هجر تو هر دم فگارتر

تا خود تو مرهم دل افگار کیستی

هر شب من و خیال تو و کنج محنتی

تو با که ای و مونس و غمخوار کیستی

تا چند گرد کوی تو گردم گهی بپرس

کاین جا چه می کنی و طلبگار کیستی

جامی مدار چشم خلاصی ز قید عشق

اندیشه کن ببین که گرفتار کیستی
دیدگاه ها (۹)

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستیبست...

گفتی بگو ی عاشق بیمار کیستی ؟م...

دارم دلـــی ز هجـــر تــــو هـــر دم فگـــارتـر تا خــــود ت...

گفتی بگو ی عاشق بیمار کیستی ؟م...

گفتی بگو عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستی بست...

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستیبست...

+گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یارکیستی؟ ب...

بیا به مصرعِ بعدی که شرحِ حالِ من استخیالِ من شده اویی، که ب...

نام:عشق/loveشاعر:atossaخواننده:atossaهرگز نمیرد انکه دلش زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط