پارت بیست و پنج
پارت بیست و پنج
شلیک .....
ولی تیر به جونگکوک نخورده بود تیر به تهیونگ خورده بود
درست زمانی که تیر میخواست به جونگکوک بخوره تهیونگ جلو اومد و تیر به اون خورد
جونگکوک با این صدا ها بیدار شد
جونگکوک: واییی سرم اینجا کجاست
جونگکوک چشمش به تهیونگ خورد جیغ کشید
جونگکوک: چیشده چرا داره ازت خون میاد؟ ( گریه)
تهیونگ: آروم باش چیزی نیست بانی نانازم خوبم
جک: خنده اووو ما اینجا دوتا مرغ عشق داریم
تهیونگ میخواست چیزی بگه که افراد نامجون وارد شدن
همه شروع کردن به تیراندازی
تهیونگ پیش جونگکوک بود و ازش مراقبت میکرد
تهیونگ: چیزی نیست خوشگلم همچی درست میشه
نامجون جک گرفت و تهیونگ و جونگکوک برای درمان به خونش برد
شلیک .....
ولی تیر به جونگکوک نخورده بود تیر به تهیونگ خورده بود
درست زمانی که تیر میخواست به جونگکوک بخوره تهیونگ جلو اومد و تیر به اون خورد
جونگکوک با این صدا ها بیدار شد
جونگکوک: واییی سرم اینجا کجاست
جونگکوک چشمش به تهیونگ خورد جیغ کشید
جونگکوک: چیشده چرا داره ازت خون میاد؟ ( گریه)
تهیونگ: آروم باش چیزی نیست بانی نانازم خوبم
جک: خنده اووو ما اینجا دوتا مرغ عشق داریم
تهیونگ میخواست چیزی بگه که افراد نامجون وارد شدن
همه شروع کردن به تیراندازی
تهیونگ پیش جونگکوک بود و ازش مراقبت میکرد
تهیونگ: چیزی نیست خوشگلم همچی درست میشه
نامجون جک گرفت و تهیونگ و جونگکوک برای درمان به خونش برد
- ۴۹۳
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط