عاشقانه های شبنم
پاییز که نزدیک میشود، انگار دنیا آرامتر نفس میکشد…
رنگها گرمتر میشوند و دل، بهانههای تازهای برای دلتنگی پیدا میکند.
پاییز، فصلِ رفتن نیست؛
فصلِ رها کردن است…
رها کردنِ آنچه دیگر قرار نیست بماند،
و دل سپردن به روزهایی که با عطر باران،
صدای خشخش برگها و گرمای یک فنجان نوشیدنی گرم
آرامآرام از راه میرسند.
پاییز دارد نزدیک میشود؛
و من دلم میخواهد امسال،
هرچه را خستهام کرده،
همراه برگهای زرد به دست باد بسپارم…
تا با دلی سبکتر،
به استقبال فصل تازهای از زندگی بروم.
رنگها گرمتر میشوند و دل، بهانههای تازهای برای دلتنگی پیدا میکند.
پاییز، فصلِ رفتن نیست؛
فصلِ رها کردن است…
رها کردنِ آنچه دیگر قرار نیست بماند،
و دل سپردن به روزهایی که با عطر باران،
صدای خشخش برگها و گرمای یک فنجان نوشیدنی گرم
آرامآرام از راه میرسند.
پاییز دارد نزدیک میشود؛
و من دلم میخواهد امسال،
هرچه را خستهام کرده،
همراه برگهای زرد به دست باد بسپارم…
تا با دلی سبکتر،
به استقبال فصل تازهای از زندگی بروم.
- ۲.۳k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط