{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این عشق نه شایسته افسانه شدن بود

🍒🌱تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بود
هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود

یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟
یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود

یک بار نهان از همگان دل به تو بستیم
این عشق نه شایسته ی افسانه شدن بود

ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش
ویرانه شدن چاره ی بیگانه شدن بود؟!

مگذار از ابریشم من حلّه ببافند
در پیله ی من حسرت پروانه شدن بود.🍒🌱

 

"فاضل نظری"
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

ای کلبه‌ی متروک فروریخته بر خویشویرانه شدن چاره‌ی بیگانه شدن...

تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بودهر روزِ من از خانه به میخان...

ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویشویرانه شدن چاره بیگانه شدن ...

ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش؛ویرانه شدنچاره ی بیگانه شد...

تا در سر من.......................................... نشئه ...

من و میخانه ی متروک جوان سالی هاساقی بی می و پیمانه به رقص آ...

ای عشق! تو که قصّه و افسانه نبودیدر چشم من این گونه غریبانه ...

ای عشق! تو که قصّه و افسانه نبودیدر چشم من این گونه غریبانه ...

هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی خون مرا دوباره به پیمانه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط