علی اکبر خانجانی کیست؟
نه ادّعای پیامبری دارم و نه ناجیگری و قطب گری و امامت و حتّی نائب امامت
باز هم می گویم که نه ادّعای پیامبری دارم و نه ناجیگری و قطب گری و امامت و حتّی نائب امامت و نائبِ نائبِ نائبِ امامت . بنده ای بودم کافر و سرگردان و بیکس و حقیر و فقیر که پروردگارم از سر لطف و کرمش بر من نظری فرمود و مرا از ضلالت بسوی روشنائی کشانید . و با اینحال هنوز هم چه بسیار کفرانها و جهالتها و حیرتها و ضلالتها در جان دارم و به امید رحمت و لطف برترش بسر می برم .
و نیز پیدایش دریائی از ابهامات و اتهامات در رابطه با بنده ، علت دیگر نگارش این زندگینامه است . احساس کردم اگر این کتاب را ننویسم کل زندگی و مجموعه آثارم در هاله ای از ابهام و تحریف دوست و دشمن مدفون می شود . و چه بسا تلاش تمام عمرم در جهت احیای دین و معنویت و عقلانیت به نتیجه ای معکوس منتهی شود .
و نهایتاً در حضور خدا و خلق او شهادت می دهم به وحدانیت خالق بی همتا و رسالت همه انبیاء و اولیای حقه و کمال نبوت محمدی و امامت علوی که امروزه در نبوت عیسی مسیح (ع) بعنوان پیامبر زنده و امامت محمد بن حسن عسکری(ع) به عنوان امام زنده متبلور است .
و نیز اینکه همه آثارم در همه سطور و صفحات جز در خدمت معرفی مؤمن زنده و پیامبر و امام زنده نبوده است و مجموعه آثارم در یک کلام اگر یک دستگاه فلسفی محسوب شود چیزی جز فلسفه امامت نیست .
بنابراین اگر هر مسلک و ایده دیگری از آثارم استنباط شود باطل است
بانی مکتب اصالت معرفت
من خود را در این دوران بانی مکتب اصالت معرفت می دانم که این مکتب را که آخرین باقی ماندۀ نور هدایت است در سخن و عمل و احوال و کلّ زندگی خودم به اثبات رسانیده ام و اسوۀ ادّعای خویشتن هستم ......
خداوند بسیاری معارف دینی و اسرار قرآنی و حکمتهای عرفانی را برای من به عینه آشکار نمود و من جهان را عین دین و قرآن را بیان جهان یافتم و نهایتاً قیامت را کشف نمودم و فیلسوف آخرالزّمان و عارف قیامت پنجاه هزار ساله شدم.
در عصر آخرالزّمان و قیامت قرار داریم
از آنجا که ما در عصر آخرالزّمان و قیامت قرار داریم لذا من کاملترین انسان این دورانم زیرا انسان قیامتی هستم پس انسانی کاملاً واقعی و طبیعی و رئالیست هستم زیرا در عصر خودم قرار دارم و با آن زندگی می کنم و مابقی از این دوران غافل و عقب هستند و در تاریخ جا مانده اند . زیرا دین اسلام دین قیامت است و این تنها تفاوت اسلام با سائر ادیان است و هر که قیامت را در زمان ما درک نکرده و با آن زیست نکند مسلمان نیست . و من یک مسلمان کامل و واقعی هستم و لا غیر .
"من از نزد خداوند صاحب رسالتی عرفانی بوده ام بدین معنا که حقیقت و اصل هر امر و ادّعا و ارزش و معنایی را از جعلش باز شناسم و به مردم معرّفی کنم و آنگاه مردمان را در انتخاب مخیّر سازم . انتخاب بین اصل و جعل ، بین حق و حق نما . و فرق ها را آشکار سازم و فاروق عرفانی آخرالزّمان باشم : فرق بین طبابت حقیقی و طبابت جعلی و دجّالی ، فرق بین دین حقیقی و دین نمایشی ، فرق بین عرفان حقیقی و عرفان دجّالی ، فرق بین آدم بودن و آدم نما بودن .
باز هم می گویم که نه ادّعای پیامبری دارم و نه ناجیگری و قطب گری و امامت و حتّی نائب امامت و نائبِ نائبِ نائبِ امامت . بنده ای بودم کافر و سرگردان و بیکس و حقیر و فقیر که پروردگارم از سر لطف و کرمش بر من نظری فرمود و مرا از ضلالت بسوی روشنائی کشانید . و با اینحال هنوز هم چه بسیار کفرانها و جهالتها و حیرتها و ضلالتها در جان دارم و به امید رحمت و لطف برترش بسر می برم .
و نیز پیدایش دریائی از ابهامات و اتهامات در رابطه با بنده ، علت دیگر نگارش این زندگینامه است . احساس کردم اگر این کتاب را ننویسم کل زندگی و مجموعه آثارم در هاله ای از ابهام و تحریف دوست و دشمن مدفون می شود . و چه بسا تلاش تمام عمرم در جهت احیای دین و معنویت و عقلانیت به نتیجه ای معکوس منتهی شود .
و نهایتاً در حضور خدا و خلق او شهادت می دهم به وحدانیت خالق بی همتا و رسالت همه انبیاء و اولیای حقه و کمال نبوت محمدی و امامت علوی که امروزه در نبوت عیسی مسیح (ع) بعنوان پیامبر زنده و امامت محمد بن حسن عسکری(ع) به عنوان امام زنده متبلور است .
و نیز اینکه همه آثارم در همه سطور و صفحات جز در خدمت معرفی مؤمن زنده و پیامبر و امام زنده نبوده است و مجموعه آثارم در یک کلام اگر یک دستگاه فلسفی محسوب شود چیزی جز فلسفه امامت نیست .
بنابراین اگر هر مسلک و ایده دیگری از آثارم استنباط شود باطل است
بانی مکتب اصالت معرفت
من خود را در این دوران بانی مکتب اصالت معرفت می دانم که این مکتب را که آخرین باقی ماندۀ نور هدایت است در سخن و عمل و احوال و کلّ زندگی خودم به اثبات رسانیده ام و اسوۀ ادّعای خویشتن هستم ......
خداوند بسیاری معارف دینی و اسرار قرآنی و حکمتهای عرفانی را برای من به عینه آشکار نمود و من جهان را عین دین و قرآن را بیان جهان یافتم و نهایتاً قیامت را کشف نمودم و فیلسوف آخرالزّمان و عارف قیامت پنجاه هزار ساله شدم.
در عصر آخرالزّمان و قیامت قرار داریم
از آنجا که ما در عصر آخرالزّمان و قیامت قرار داریم لذا من کاملترین انسان این دورانم زیرا انسان قیامتی هستم پس انسانی کاملاً واقعی و طبیعی و رئالیست هستم زیرا در عصر خودم قرار دارم و با آن زندگی می کنم و مابقی از این دوران غافل و عقب هستند و در تاریخ جا مانده اند . زیرا دین اسلام دین قیامت است و این تنها تفاوت اسلام با سائر ادیان است و هر که قیامت را در زمان ما درک نکرده و با آن زیست نکند مسلمان نیست . و من یک مسلمان کامل و واقعی هستم و لا غیر .
"من از نزد خداوند صاحب رسالتی عرفانی بوده ام بدین معنا که حقیقت و اصل هر امر و ادّعا و ارزش و معنایی را از جعلش باز شناسم و به مردم معرّفی کنم و آنگاه مردمان را در انتخاب مخیّر سازم . انتخاب بین اصل و جعل ، بین حق و حق نما . و فرق ها را آشکار سازم و فاروق عرفانی آخرالزّمان باشم : فرق بین طبابت حقیقی و طبابت جعلی و دجّالی ، فرق بین دین حقیقی و دین نمایشی ، فرق بین عرفان حقیقی و عرفان دجّالی ، فرق بین آدم بودن و آدم نما بودن .
۲.۱k
۲۸ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.