دیگر قادر نبودم کسی را دوست بدارم و عشق بورزم چون معنای

دیگر قادر نبودم کسی را دوست بدارم و عشق بورزم. چون معنای

دیگر قادر نبودم کسی را دوست بدارم و عشق بورزم. چون معنای دوست داشتن در نظر من چیزی جز ستم کردن، و از جنبهٔ ارزشی و اخلاقی برتر بودن نبود. در تمام زندگی ‌ام حتی نتوانسته‌ ام تصور نوع دیگری از عشق را به مخیله‌ ام راه دهم. هم‌اکنون هم معتقدم که «عشق» عبارت است از حقی که معشوق برای ستم کردن به عاشق میبخشد.
دیدگاه ها (۵)

دیگر قادر نبودم کسی را دوست بدارمو عشق بورزم چون ب معنای دوس...

عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌...

عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌...

ظلم در نهج البلاغه1. زشت ترین نوع ستمظلم الضعیف أفحش الظلم.س...

امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): ألظُّلمُ یُزلُّ القَدَم...

این است تکواندو @teakwondoتکواندو نه تنها تحصیل برخی مهارتها...

محک محبت چیست ؟

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :فطریات را هرکسی در وجو...

بسم الله الرحمن الرحيم پیام تبریک به مناسبت عید سعید قربان و...

فال روزانه متولدین مهر:هم اکنون حل کردن مشکلات احساسی و عاطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط