{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
چون ترا از دل من نیست خبر هیچ مگوی

چند گویی که: حدیث تو به زر نیک شود؟
روی زرین مرا بین وز زر هیچ مگوی

پیش قند دهن پسته مثال تو ز شرم
چون نبات ار بگذارد ز شکر هیچ مگوی

هر دمی قصه ما را چه ز سر میگیری؟
جان چو در پای تو کردیم ز سر هیچ مگوی

از دهان تو به یک بوسه چو خرسند شدیم
زان دهن جز سخن بوسه دگر هیچ مگوی

من بی‌سود چه گرد تو توانم گشتن؟
گر کمر گرد تو گردد ز کمر هیچ مگوی

سینه کریمی از عشق تو گر ناله کند
ناوکت را سپرست و بس پر هیچ مگوی...🦋🦋

به امتداد ابدیت دوستتدارم همه زندگیم💐🫂🧿🌐


#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط