جونگ کوک تهیونگ غذای اینارا دوس نداری

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
جونگ کوک :تهیونگ غذای اینارا دوس نداری؟
تهیونگ :خب میخوام بازی کنم!
جونگ کوک :گریه نکن!
تهیونگ :یه بستنی سفارش بدیم؟؟
جونگ کوک :تو جون بخوای بستنی چیزی نیست!تهیونگ تو چن تا بچه دوس داری؟
تهیونگ :5تا اخه عاشققققق بچم!
جونگ کوک :منم عاشق توام!


نویسنده:میدونم کم کاری میکنم، کم پست میزارم چن تا کار برام پیش اومده و اصلیش ترجمه اس که خیلیییییییییییییی خیلیییییییییییییی خیلییییی خیلیییییییییییییی خیلیییییییییییییی خیلییییی خیلیییییییییییییی سخته ولی خدارا شکر اخرشه و وانشات تصور و..... کلی کار دارم مدرسه ها هم باز شده منم هم درس دارم 😅😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭واقعااااا ببخشید 😭😭😭😭😭😭😭😭💞💞💞💞💞💞لاو یو💞💞💞💞💞
الانننننننم برم بخوابم✨😭💞❤️😭😞😞😞😅💞😞
#جذاب #FANDOGHI #CLIP #BEAUTIFUL #خاص
دیدگاه ها (۸۶)

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

«تو واقعاً متوجه نشدی؟»«چی رو؟»خندید، اما خنده‌اش تلخ بود.«م...

first love

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

پشت نقاب عشق💗وقتی جونگ‌کوک و ا.ت به عمارت رسیدن، هوا تاریک ش...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

اجبار به بدبختی پارت ۱۳

رمان: رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط