درد ها را سر به سر انباشتند

درد ها را سر به سر انباشتند

درد ها را سر به سر انباشتند
انتظار سینه ما داشتند

تا نفس داری دلا فریاد کن
بستگان سینه را آزاد کن

چیست دریا؟چشم پر اشک زمین
در نگاهش آرزویی ته نشین
 
آرزوی پا گشودن،پر زدن
بر فراز کوهساران سر زدن

چشمه بودن،باز جوشیدن به کوه
دم زدن با آن بلند با شکوه

خویشتن از خویشتن انگیختن
از درون خویش بیرون ریختن

تشنگی نوشیدن از پستان خویش
آب دادن تشنه را از جان خویش...

🎙"هوشنگ ابتهاج"
دیدگاه ها (۰)

آن نفس کز شوق شور انگیز ویبردمد از جان نی ، صد های و هینی مد...

چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشینآرزوی پا گشو...

باز بانگی از نیستان می رسد🌾 غم به داد غم پرستان می رسد بشنوی...

سالها ناگفته ماند این شرح درددردمندی خوش نفس سر بر نکردعاشقا...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

#شاهنامه #۴۰ #خوان دوم #یافتن چشمه آبهمینطور که به رفتن ادا...

حسین پسندیده که من تـــا به ابد گریه کنم چشمه جــان خویش را ...

عباس یعنی تا شهادت یکه تازیعباس یعنی عشق یعنی پاکبازیعباس یع...

هوشنگ ابتهاجچه فکر میکنیکه بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای...

اگر بخواهم ترک دیار و یار کنم کجا روم به که روی آورم چه کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط