My best friend
تو رفتی، ولی یک «چرا» جا گذاشتی که هر شب با من بیدار میماند.
پشت آن حرفهای بیرحمانهات حتماً دلیلی بود؛ فقط کاش گفته بودی. من هر شب خواب میبینم پیام دادم یا زنگ زدیم؛ هر روز در دفتر خاطراتم از تو مینویسم. بالشتم را روبهرویم میگذارم، وانمود میکنم تویی، و بغلش میکنم.
تو قول انگشتی داده بودی ترکم نکنی… زدی زیر قولت؟ باشه، ولی حداقل بگو چرا رفتی.
واقعاً ازم متنفر بودی؟ واقعاً بعد از این همه محبت، در نگاهت فقط یک بچهی ساده بودم؟
منو راحت وابستهی خودت نکردی، که راحت هم بذاری بری مرواریدِ من .
پشت آن حرفهای بیرحمانهات حتماً دلیلی بود؛ فقط کاش گفته بودی. من هر شب خواب میبینم پیام دادم یا زنگ زدیم؛ هر روز در دفتر خاطراتم از تو مینویسم. بالشتم را روبهرویم میگذارم، وانمود میکنم تویی، و بغلش میکنم.
تو قول انگشتی داده بودی ترکم نکنی… زدی زیر قولت؟ باشه، ولی حداقل بگو چرا رفتی.
واقعاً ازم متنفر بودی؟ واقعاً بعد از این همه محبت، در نگاهت فقط یک بچهی ساده بودم؟
منو راحت وابستهی خودت نکردی، که راحت هم بذاری بری مرواریدِ من .
- ۱.۸k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط