بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

روزگاریست کهسودای تو در سر دارممگرم سر برودتا برود سودایت......

اے پناهِ دلِ شیدائے من.ظهر.بخیرعشقِ تو مونسِ تنهائے من .ظهر....

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

در خیال ِ شعر من ، جای تو محفوظ است و بس جز خیالت در وجودم ،...

دور سر تو نسیم می‌رقصد باز🌸خورشید، ترانه‌خوانِ زیبایی توست! ...

سلام دوستان گرامی من واقعا تو اینوپیج عاف میزنم اگه میخواین ...

درگیر عشق تو شدم تو که خواب و خیال شبامی قید همه چیزو زدم وا...

یک نگه کردم تو را هوش‌ و حواس از سر پرید!!خالقت را سجده کردم...

در خیال شعر من، جای تو محفوظ است و بس جز خیالت در وجودم جا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط