{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوبای قم

مهربان بودیم ولی خنجر زدند بر پشت ما
داس نامردی زدند بردست و بر انگشت ما
برده اندما را به چشمه وندادند آب خوش
تیشه قهراست هنوزبرریشه و برخشت ما
تشنه لب هستیم کنارساحل و دریای آب
وای خشکانیده شد سبزه،چمن بردشت ما
دانه بسیاراست ولی دانه درشت بسیارتر
آتش و داغ رفیق مانده هنوز برشصت ما
بند کیفم را بدست دارد رفیق نا رفیق
عاشق انگشتری گردید برید انگشت ما
نال،آرام ،تا عرش و سما گویا رسید
کی پریشانی و فقر بر میکشد از مشت ما
دیدگاه ها (۰)

محمد عقاب/خوبای قم/خوبای ایران

آبنباٮ݂ فرؤشي‌𐨆 ی م᳥اࢪی𐨍ن᳥💬 ‌                        ‌⏜ׄ ׅ︵ׅ...

ولی اوروچ حقش این نبود :)!

husband.

لیلای عزیزم :)!

ولی اوزای حسود!!

هازان و فضیلت مادر و دختر واقعی بودن!!

نگاه های تئو :)!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۳۴. خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط