تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ

تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ...

می‌گفت: هر وقت تردید کردی که باید بمونی‌‌...
یا بری؛ تکلیف روشنه! ‹ باید بری... ›
آدمیزاد همیشه ته دلش می‌دونه باید بره یا بمونه...
فقط بعضی وقتا که می‌دونه باید بره؛
تردید می‌کنه بین موندن و رفتن...
شاید بخاطر؛ ‹ حرمت‌ها... خاطره‌ها...
حس‌های قدیمی... و خیلی چیزای دیگه... ›')!🚶🏻🙂'
تو رفتی دگر ماه و آیـینه
خداحـافظ بغـض تو سینه (:
خداحافظ گـم شد در قلبت
عشـق بی ثمرم !🙂☝🏼


پی نوشت:
شاید اون کسی که داره میره من باشم
ولی این تو هستی که منو تنهاگذاشت...💔



#پوست_شیر
#عرفان_طهماسبی
#سون_بند
#روزبه_بمانی
#دلتنگی#غمگین#دوری#جدایی
دیدگاه ها (۰)

─── ♭♩♬♫♪ ────|در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدیدل به پ...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

ا.ت: لطفا تکون نخور..زخمت باز میشه. باید استراحت کنی!جونگین:...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

𝖕𝖆𝖗𝖙14اتاق داروها، پشت قصر، کوچک بود و بوی گیاهان خشک و الکل...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

چند پارتی

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

راز خون پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط