{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو

بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو

بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری‌رخسار

چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا

همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا

دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی‌تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار

جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

« غزل ۴۸۴ سعدی »
دیدگاه ها (۱)

بیا که در غم عشقتمشوشم بی‌توبیا ببین که در این غمچه ناخوشم ب...

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم...

بیا که در غم عشقت ، مشوشم بی توبیا ببین که در این غم، چه ناخ...

...بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخ...

. . . بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه...

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم...

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم...

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم...

بیا که در غم عشقت مشوّشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط