تو جان نخواهی

تو جان نخواهی ...

تو جان نخواهی جان دهی هر درد را درمان دهی

مرهم نجویی زخم را خود زخم را دارو شوی

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۰)

آه یادم رفت امشب هم دو فنجان

درست مثل گل‌های وحشی،تو نیز باید به وجودت اجازه دهیهمه جا مج...

دردِ بی‌درمان شنیدی؟حال من یعنی همینبی‌‌تو بودن، درد داردمی‌...

دو دلم حضرت دلبرکه تو پیش من آیی یافرمان دهی پیش تو من آیمب...

بر مناجات آمدم تا درد من درمان کنیکار های مشکلی دارم خدا آسا...

عاشقانه های شبنم

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

«همان‌قدر که شیرین است، همان‌قدر تلخ؛ که آدم‌های اطرافت درد ...

هیچ رهگذری بی سبب ازکوچه ی جانت نمی گذرد.

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط