عاشقانه

عاشقانه

همــسفر آهســته تـر از دیـد چشـــمانـم گُذر
تا شَــوَد چـشمان مـن بر چشم تو وابـسته تر
گـر گـذر آسـان کنی از دیـده ی مشـتاق من
مـی شـود ویـرانه ام با رفتـنت ویـرانـه تر
پــس تـحمل کـن کمی تا من مهیاتر شَوَم
پشــت پایـت اشک پاشم با دل آسیمه سر
قــصد رفــتن کـردی ای از عـالم بیــهوده ام
آرزو دارم رهـی باشـی و راهــت بی خطر
اندکی تا دیـده بـستم بـهر دلداری خویـش
از بَرَم آهسته رفتی با سـکوت و بی خـبر
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه

سید محمود گلشن کردستانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط