ینالمنتقم

#أین_المنتقم... ڪم ڪم سياهے عَلَمت ديده ميشود👇

آثـار خيـــمہ هاي غمت ديده ميشود،
افتاده سينہ ام به تپش هاي انتظار،
از روي تَلِّ دل، حرمت ديده ميشود.
(#اَلَّلهُم_عجِّل_لِوَلیِڪَ_الفرَج)
دیدگاه ها (۱)

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

پارت پنجم: «خط و نشان در سایه»نور قرمز هشداردهنده روی دیواره...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :در اسلام عزیز، ابتدای ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

ڪم ڪم سیاهے عَلَمت دیده میشود آثـار خیـــمہ های غمت دیده میش...

...ڪم ڪم سياهے عَلَمت ديده ميشود آثـار خيـــمہ هاي غمت ديده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط