اتاق بوی خودکشی میداد

اتاق بوی خودکشی میداد.

اتاق بوی خودکشی میداد.
چشمانش بوی اشک
. دستانش بوی خون.
ولی بازم می‌گفت: ببین این زندگی قشنگیای زیادی داره!️

آقای قاضی ؛ ندونن از دلتُ قضاوتت کنن درد داره !💔🚶🏻‍♀️
#mary
دیدگاه ها (۱۱۴)

خسته شدم...!از زندگی ك بوی زندگی نمیدهاز غم بی پایانی ک تا ا...

Why Did I Fall in Love with You? | P⁹بیمارستاندکتر: متأسفم د...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

وقتی پریود بودی💙پارت۳(last part)+کوک(بغض)_عه وا چرا بغض کردی...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

{مافیایی برای من}پارت:۴اون آجوما بود/سلام پسرم آقای بوگوم کا...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط