حوالی من

☕حوالی من☕

☕نزدیکتر شو
حوالی من پراز تنهاییست
تنهایی هایم را
با فنجانی چای تقسیم میکنم
فنجانی از آن فنجان های کمر باریک و لب طلایی!
و
چای #لب_دوز_و_لب_سوز #قند_پهلو
میدانم
که دوست داری
و
میدانی که هیچ تنهایی،با هیچ قندی #شیرین نمیشود؟☕


📝#آرام_نوشت☘️
#نوشته
#آرام_نوشت
دیدگاه ها (۲۲)

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

برای با تو بودن دیر بود برای فراموش کردنت هم همیشه زود است ت...

☘️احساسم را به دستهاي نانجيب قفسي تنگ دادند،هيچ دستي براي گش...

سلام نامهربان ترین مهربانسلام پاییزی ترین آشنای غریبهحالت چط...

#خاتونمیدانی الان چندوقت است که ننشستیم رو به روی هم،چشم در ...

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

منو تو بغلت بگیر عشقم لبهایت را روی لبهایم بزار حسم کن، تنم ...

بسم الله. . . "ش" مثل ---> شیمیاییبه گمانم امثال من ...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

بسم الله. . .این پست را آرام و آهسته لب خوانی کن مرا!!! میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط