صدایم بزن

صدایم بزن

هم عاقبت مردم کاشانه به دوشم
من گام و گذر را به رسیدن نفروشم

من صورت ماتی که به آیینه نیاید
شعری که نه دیوانه نه فرزانه درآید

صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید
مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید

صدایم بزن که بی تو فرو خفته در سکوتم
به بال و پری نجاتم بده که من رو به رو با سقوطم

سر تا سر این بحر پراکنده سراب است
حال قمر و شمس و زمین بی تو خراب است

حتی اگر اندوه تو در سینه بریزم
رسواتر از آنم که به آیینه گریزم من آیینه گریزم

صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید
مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید

صدایم بزن که بی تو فرو خفته در سکوتم
به بال و پری نجاتم بده که من رو به رو با سقوطم
#موسیقی#چارتار#صدایم_بزن#سکوت#سقوط#موسیقی_ملایم#ارمان_گرشاسبی
دیدگاه ها (۲)

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم ...

#فال_روزانه...سه شنبه 7 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال حاف...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تر به رقص آچون یوسف اندر آمد، مصر و...

Cute.؟

وقتی که تشنگی به نظر تاب می خوردماهی ز تنگ تنگ خودش آب می خو...

عزیزان . من در 58 سالگی شاعر شدم( اگر بشود گفت شاعر). لذا آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط