Crown~
Crown~
P39
دیار:اوو اسمشو نشنیده بودم
جونز:اره زیاد تو شهر پیداش نیست میترسه بگیرنش
دیار:حالا مطمئنی اقای هارلن با داداشش تو قتل اینا همکاری نمیکنه؟چون پولدارن دیگه بالاخره
جونز:دختر تو ذهنت کجاها که نمیره ولش کن غذارو اوردن
............
جونز قصدش پیچوندن سوال دیار بود ولی خب این از چشم دیار هم دور نموند
بعد شام راهشون از هم جدا شد و از رستوران دور شدن
............
ساعت 00:38,میدان هاوانا
دیار همینطوری روی نیمکت نشسته بود و به فواره اب جلوش خیره شده بود
افکارش بهش فرصت ارامش داشتن نمیدادن
یه ندایی همیشه تو گوشش زمزمه میکرد:
اگه میخوای ارامش رو تجربه کنی، باید انتقام بگیری
وگرنه حق خوشحالی و ارامش نداری دیار
P39
دیار:اوو اسمشو نشنیده بودم
جونز:اره زیاد تو شهر پیداش نیست میترسه بگیرنش
دیار:حالا مطمئنی اقای هارلن با داداشش تو قتل اینا همکاری نمیکنه؟چون پولدارن دیگه بالاخره
جونز:دختر تو ذهنت کجاها که نمیره ولش کن غذارو اوردن
............
جونز قصدش پیچوندن سوال دیار بود ولی خب این از چشم دیار هم دور نموند
بعد شام راهشون از هم جدا شد و از رستوران دور شدن
............
ساعت 00:38,میدان هاوانا
دیار همینطوری روی نیمکت نشسته بود و به فواره اب جلوش خیره شده بود
افکارش بهش فرصت ارامش داشتن نمیدادن
یه ندایی همیشه تو گوشش زمزمه میکرد:
اگه میخوای ارامش رو تجربه کنی، باید انتقام بگیری
وگرنه حق خوشحالی و ارامش نداری دیار
- ۶۰
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط