قلمم دیگر توانی ندارد

قلمم دیگر توانی ندارد

قلمم دیگر توانی ندارد
زخم‌هاییست که برگه آنها
راپس میزند دردهاییست
که دستانم نوشتنش راندارند
ودر این سینه قلبیست که بیصدا
میسوزدوشعله‌هایِ آن سکوت راترجیح میدهند
اندوه هایی هم هستندکه نه حرف میشوند
نه فریادونه گریه برخی اندوه هافقط سکوت میشوندو سکوت..

#او نمی‌دانست اما تمامِ #من بود.
#جهت_یادآوری:
‏شایداولین نفر نباشم که دوستت دارم
اما بیشتر ازهمه دوستت دارم.
🎧
https://cdn.imgurl.ir/uploads/w940373_man-an-sedae_1.mp3
دیدگاه ها (۱۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط