عاشقم باشبه خاطر خودم نمیگویمحیف است پاییز هدر میرود

عاشقم باش.به خاطر خودم نمیگویم!حیف است پاییز هدر میرود

پاییز یعنی قدم زدن بی‌هوا، میان رقص برگ‌های طلایی ،نسیمی که آرام از لابه‌لای موهایت می‌گذرد، آفتابی که مهربان‌تر می‌تابد و لحظه‌هایی که دلت می‌خواهد زمان، کمی آرام‌تر بگذرد… 🤎🍂✨

✍️ این چنین زیر و زِبَر عالم نمی ماند مدام
می نشاند چرخ هرکس را به جای خویشتن ...
من سپردم به خداوند جهان ، کارَت را
ما عجولیم ولی صبر فلک بسیار است ...

چقدر این روزها
همه پاییز را بهانه کرده اند
یکی نیامده‌اش را از پاییز میخواهد
یکی آمدن‌هایی را در پاییز
انتظار میکشد ...
یکی مدام از نرسیدن‌هایش میگوید
آن‌دیگری از خش خش برگها
آرامش میخواهد ...
چقدر پاییز کار دارد
برای تمام این بنده خداها...!
فکر کن!!
لابد با خودش میگوید
زمستانی را رقصیده اندُ
بهاری را روییده‌اندُ
تابستانی را لمیده‌اند
و حال که فصل خزان آمده
فکر خستگی‌هاشان افتاده اند!
خُب حق دارد پاییز دلگیر باشد ...

‌
.

زمـــــــــان ميبرد
تا بفهمے و بفهمـــــــــــــــــانے
هر دوره گردے
"ليلـــــــــے" هستم
هررهگذرے"مجنون"!!!


من از آن آدم‌هایی‌ام که هنوز
با تماشای غروب دلشان می‌لرزد،
با صدای آب آرام می‌شوند
و از دیدن ماه، لبخند می‌زنند…
هنوز هم می‌شود ساده و عمیق،
عاشقِ زندگی بود. 🤎🍁

تا هستیم قدر همو بدونیم ...

این دنیا و آدماش خیلی جالبن
روزها و سالها از کسی خبر نمیگیرن
و ازش یادی نمیکنن
اما کافیه همون شخص از دنیا بره
اون
لحظه است که در به در
دنبال یه عکسن
تا استوری بزارن و زیرش بنویسن
هرروز به یادتم ...

نخواستیم ...!
تا هستیم قدر همو بدونیم..👍

گوزل ماهنی❤️

❤️↷
𝗝𝗈𝗶𝗻 ‌⊰  @mhchuf
┄┅✿❀🇦🇿❤️🇹🇷❀✿┅┄
دیدگاه ها (۷)

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

کافه یا کلاب شبانه؟یک پوستر اینستاگرامی، یک شماره کارت و چند...

برادر ناتنی

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

پروانه جان

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت دوم:اولین قدمی که کمیل داخل شرکت گذاشت، با موجی از شلوغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط